اميدوارم نظرتون رو راجع به اثرات اجراي اين قانون و يا بندهاي آن برايم بنويسيد.
به نظر شما اگر يارانه انرژي صنعت حذف شود چند درصد به قيمت تمام شده يك خودرو اضافه ميشود؟
من در حال اجراي يك طرح تحقيقاتي براي تعيين اثر تورمي اين قانون در صنعت خودرو هستم.
جالبه براتون بگم بيشترين تاثيري كه كارشناسان برآورد نموده اند ۱۵٪ افزايش قيمت تمام شده خودرو است، اما با روشي كه من تا الان بررسي كرده ام بيش از ۵۰٪ افزايش قيمت تمام شده خواهيم داشت.
در اين روش هنوز اثرات رواني تورمي جامعه را ملاحظه ننمودهام.
با آنكه شرايط كنوني وضعيت مساعدي براي توسعه كسب و كار نيست، اما آن دسته از شركتهايي
كه وضعيت مالي نسبتا خوبي دارند به تيز كردن تبر خود پرداختهاند. اين بدين معني
است كه فضاي كنوني براي افزايش توليد مساعد نيست و حتي برخي از شركتها توليد خود
را به نصف كاهش دادهاند، و لذا كاركنان ايشان داراي اوقات اضافه هستند. ايشان
براي اوقات اضافه كاركنان خود برنامه دارند. كاركنان اين شركتها به جاي اتلاف وقت
در حال تيز كرده تبر خود هستند. دورههاي آموزشي زيادي براي كاركنان ترتيب داده ميشود.
سيستمهاي جديد نرمافزاري براي سازمان خريداري ميشود و ....
كارهايي
كه اين گونه شركتها براي سازمان خود ترتيب ميدهند عبارتند از:
1)بازنگري استراتژيهاي و سياستها
2)ارتقاي توانمنديهاي مديران
3)ارتقاي مهارتهاي تخصصي كارشناسان و كارگران
4)پياده سازي سيستمهاي نرمافزاري جديد
5)مهندسي مجدد سيستمهاي نرمافزاري سازمان
فهرست
كارهايي كه ميتوان در اين فرصت به آنها پرداخت، زياد است و به همين چند مثل فوق
بسنده ميگردد.
با توجه
تجربيات نگارنده و بيشترين آسيبهايي كه در سازمانها و شركتهاي ايراني مشاهده
نمودهام، پيشنهاد ميشود به اين برنامهها پرداخته شود:
1-اجراي يك پروژه آسيبشناسي بهرهوري و سپس تدوين برنامههاي ارتقاي بهرهوري
2-اجراي يك پروژه آسيبشناسي بازاريابي و سپس تدوين برنامههاي بهبود عملكرد
فروش
3-اجراي يك پروژه مشاوره براي آسيبشناسي سازمان يا شركت از ديدگاه ارتباطات (Communication ) و تدوين پروژههاي مرتبط
4-اجراي يك پروژه مشاوره براي آسيبشناسي سازمان يا شركت از ديدگاه راهبري (LeaderShip ) و تدوين پروژههاي مرتبط
5-توانمندسازي مديران و كارشناسان در حيطه راهبري (LeaderShip ) با برگزاري يك كارگاه آموزشي
6-توانمندسازي تمامي كاركنان سازمان در حيطه ارتباطات (Communication )با برگزاري يك كارگاه آموزشي
7-اجراي يك پروژه استقرار نظام مديريت عملكرد
8-اجراي يك پروژه مشاوره در زمينه تدوين KPI ها و CSFها و تهيه پيادهسازي سيستم نرمافزاري
داشبوردهاي مديريتي
9-طراحي و اجراي يك پروژه ERP
چنانچه
مايل به اجراي اين پروژهها هستيد ميتوانيد با موسسات و شركتهاي زير تماس
بگيريد:
در يك سازمان سنجش شده اين مطالب بيشتر به چشم ميخورد. برخي از تكنيكهاي مانيتورينگ براي سازمان مديريت هر شركتي لازم است. نرمافزار برخي شركتها براي تبديل شدن به يك سازمان داراي داشبورد مديريتي بايستي مورد بازنگري قرار گيرد. سيستم داشبورد مديريتي صرف نظر از اينكه با نام سازماننگار باشد يا توسط شركت ديگري توليد شده باشد در هر شركت و يا سازماني قابل پيادهسازي است. حتي در دانشگاه ها و بيمارستان ها و هتل ها نيز اين سيستم قابل پيادهسازي است. بديهي است براي اجراي هر يك از پروژههاي فوق نياز به برخي از آموزشهاي خاص مانند اموزش برنامهريزي استراتژيك مطابق مدل كارت امتيازي متوازن وجود دارد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 1:20 PM  توسط م. بابايي
|
سخن از بهرهوري در اين جا سخني گزاف است. سخن از توليد است. به عبارتي به جاي سخن از Productivity سخن از Productablity است.
صنعت ما دچار درد مزمني به نام بي دردي است. بيمار در اورژانس بيمارستان است و از افت فشار شديد و تنگي نفس و ضربان زياد قلب ناي فرياد زدن هم ندارد. اما پزشكان ميگويند تعداد نفسهاي بيمار طبيعي است.
ظاهرا متوليان صنعت ما از خوابيدن صنايع بيشمار در شهركهاي صنعتي دردي به خود حس نميكنند. سخنان اخير متوليان صنعت ما نشان از اين دارد كه صنعت ما در وضعيت خوبي است و اصولا بحراني وجود ندارد.
اما آمارها نشان از چيز ديگري دارند. تقريبا تمام كارخانههاي غير شكمي (آنهايي كه محصولاتشان به شكم مربوط نميشود) شهركهاي صنعتي خوابيدهاند و يا به كمتر از 50% ظرفيت اسمي كار ميكنند.
حجم سرمايهگذاريهاي خارجي در بخش صنعت در سال اخير صفر بوده است.
سناريوي خوابيدن كارخانهها اين گونه است: براي پرداخت حقوق پرسنلي وام گرفته ميشود و پس از چند ماه كه صنعتگر نتوانست بازپس دهد كارخانه ورشكست ميشود.
شرايط عرضه و تقاضا به حالت طبيعي وجود ندارد.
بر اساس هرم مازلو، اين روزها انسانها و شركتها به جاي نيازهاي متعالي خود به بقاي خود ميانديشند. اين گونه است كه قدرت خريد مردم پايين آمده و رونق بازار از سكه افتاده است و هر روز افق كسب و كار تيرهتر ميشود. بنابراين سيكل معيوب: كاهش توليد =› افزايش قيمت =› كاهش قدرت خريد =› كاهش خريد =› كاهش توليد، عرصه را بر صنعتگر تنگ ميكند.
به ويژه زماني كه راه واردات ارزان قيمت اجناس و يا راه واردات قاچاقي باز باشد.
آيا صنعتگر توان برخواستن از اين وضعيت را به تنهايي دارد؟
اگر چنين است چگونه؟
چقدر وام بايد داد تا صنعت بر روي پاي خود بايستد؟
تا كي بايد به اين صنعت پول تزريق كرد و مراقبش بود، تا شايد روزي بتواند چرخهاي اشتغال و توليد را با نيروي خود بچرخاند؟
آيا وقت آن نرسيده است كه بر اساس نظام عرضه و تقاضا فقط فضاي كسب و كار را تسهيل كنيم و بگذاريم صنايع خودشان راهشان را پيدا كنند؟
به زودي نفت ما هم تمام ميشود، آيا تا آن زمان ميتوانيم اقتصاد پوياي بدون اتكا به نفت، براي ايجاد رفاه مردم داشته باشيم؟
+ نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 4:46 PM  توسط م. بابايي
|
- چرا نميگوييم اصلاح الگوي توليد؟ يا اصلاح الگوي عرضه؟
- آيا منظور از الگوي مصرف، كاهش مصرف است؟
جواب اين سوالها در نوع نگاه متخصصان كه بر پايه اصول علمي و روز دنيا بر نظام بازار و عرضه و تقاضا مبتني ميباشد، نهفته شده است. در نظام بازار، در واقع هر آنچه كه مصرف كننده القا نمايد توليد كننده و عرضه كننده، برايش تامين ميكنند، و بالعكس ....
سكته تصميمگيريها و اقدامات در زمان انتخابات و تاثير ان بر بهرهوري ملي
هر چهار سال يكبار درست در آستانه انتخابات رياست جمهوري، اقتصاد ايران از روند عادي خود خارج شده و تحت تاثير انتخابات، به اغماء فرو ميرود. بسياري از تاجران تحت تاثير اين موضوع، و نيز ركود حاصل شده، خريد و فروشهاي بزرگ را به تعويق مياندازند.
بسياري از مديران دولتي نيز از عقد قراردادهاي جديد با پيمانكاران جديد سرباز ميزنند.
ظاهرا شخصيت حقوقي در ايران معني و مفهوم اصيل خود را هنوز به دست نياورده است. زماني كه يك
آيا سيستمهاي مديريت كيفيت، تضمين كننده نتايج خوبي هم هستند؟ آيا اين سيستمها بهرهوري را افزايش ميدهند؟
در بسياري موارد و به ويژه در شرايط فعلي كه اوضاع اقتصادي بسيار وخيم است و بنگاههاي اقتصادي ناگزير به كاهش هزينههاي سازمان هستند، اين سوال بسيار شنيده ميشود كه سيستمهاي مديريت كيفيت مثل ايزو ۹۰۰۱ به چه دردي ميخورند؟
در شرايطي كه هنوز بحرانهاي مالي دنيا اثرات خود را بر روي اقتصاد ايران نشان نداده است، بسياري از كارشناسان پيش بيني مينمايند به زودي شاهد موج عظيمي از ورشكستگيها در شركتهاي ايراني خواهيم بود. در اين شرايط برخي از افراد توصيه ميكنند براي بقاي شركت كمي از وزنههاي سنگين را به داخل اقيانوس بيندازيم تا كف بالون به آب نرسد. و شايد در بين اين وزنهها مدير توليد بسيار پركار و اثربخش را اخراج نمايند.
چندين سال پيش هنگامي كه بر روي يك پروژه ارتقاي بهرهوري در يكي از شركتهاي معروف ايراني كار ميكردم به اين نتيجه رسيدم كه بايد ابتدا تهديدها را شناسايي كنيم و سپس آنها را به فرصت تبديل كنيم. رازي كه وجود دارد فقط نحوه نگرش ما به تهديدهاست. در شرايطي كه ما نميتوانيم هزينههايمان را با درآمد بالانس كنيم بهتر است دو رويكرد موازي افزايش درآمد - حتي از طريق ايجاد محور كسب و كار جديد و حتي به صورت موقت - و كاهش هزينهها با تمركز بر هزينههاي عمليات توليد وپ پشتيباني داشته باشيم.
سمنان - استاندار سمنان گفت: اين استان از نظر ارتقاي بهرهوري در كشور در رتبه اول قرار دارد.
"علي عبدالهي" روز دوشنبه در همايش معاونان پشتيباني و توسعه منابع انساني منطقه يك كشور گفت: در اين استان نسبت اعتبارات تملك دارايي به جاري ۶۰به ۴۰است و اين نشان ميدهد كه ۴۰تومان در اين استان هزينه ميشود تا ۶۰تومان كار عمراني انجام شود.
وي افزود: اين نسبت در ساير استانها ۲۸به ۷۲است يعني ۷۲تومان هزينه ميشود تا ۲۸تومان كار انجام شود.
5- اين كشورها نمي توانند بيش از درآمد خود، طرح عمراني اجرا نمايند. شايد در قياس با آنها، پول نفت و منابع طبيعي را بايد مقصر عقب ماندگي خود بدانيم.
6- در اين كشورها ابتدا سخت كار شده است تا به سطح اشتغال زايي خوبي برسند و سپس به رقابت پذيري پرداخته اند. يعني ابتدا صنايعي را بوجود آورده اند كه اشتغال ايجاد نمايد و سپس به ايجاد مزيت و تمايز رقابتي در مقايسه با رقباي خارجي پرداخته اند. روزي كه سوني و تويوتا خود را در جهان مطرح نمودند، بسياري از كالاهاي ژاپني هنوز برند معروفي نشده بودند، اما همين دو برند راه را براي ايجاد تمايز كالاي ژاپني باز نمودند. راهي كه بسياري از كالاهاي ژاپني، كرهاي و حتي اكنون چيني رفتهاند.
روزي از يكي از اساتيد معروف و مشهور مهندسي صنايع شنيدم، كه مي گفت براي پيشرفت ايران بايد قرباني داد. ژاپن كه به اين مرحله رسيده است، روزي قرباني داده است. بمب هيروشيما تكان شديدي بر حكومت و مردم ژاپن وارد نمود و آنها احساس نمودند براي شكست ابرقدرت ها بايد از راه اقتصادي وارد عمل شوند. و الان واقعا يك قدرت اقتصادي مطرح در معاملات سياسي هستند. اما آيا واقعا براي رويارويي با دشمن يا رقيب، قرباني لازم است؟ مثلا، آيا كره جنوبي قرباني داده است؟ يا چين؟ يا سنگاپور؟ و يا مالزي؟
به عبارت كاملتر: پاي تئوريپردازان بهبود كيفيت و ارتقاي بهرهوري در كسب نتايج عملي چوبين بود.
نگارنده اعتقاد دارد بايد با مسايل به صورت ساده برخورد نمود. تجربه به نگارنده گوشزد مينمايد، هنگاميكه يك كارشناس ارشد يا دكترا ، عهده دار پياده سازي چرخه بهره وري و كيفيت در يك سازمان ميشود آنقدر موضوع پيچيده مي شود كه هيچ چيزي بهبود نمي يابد و فقط تئوريهايي مانند آنچه در پست قبلي (پرهيز از پيچيده نمودن مشكلات و مسائل كيفيت و بهروري در سازمان) راجع به جعبه كمكهاي اوليه اشاره شد، بسط مي يابند. در واقع اين گونه افراد علاقه بيشتري به تئوري دارند تا به عمل و نتيجه. در صورتي كه سطح تحصيلات اين افراد كارشناسي يا كمتر باشد در صورتي كه از حمايت و روشنبيني از سوي مديريت ارشد همراه شود اقبال بسيار بيشتري در كسب نتايج وجود خواهد داست. به كارگيري و پيادهسازي اين ابزار و تكنيكهاي اوليه عمومي ارتقاي بهره وري شامل 7W ( هفت اتلاف عمده)، ESS (طرح هاي نظام پيشنهادات)،IE ( تكنيك هاي ساده مهندسي صنايع )، QCC (دواير كنترل كيفيت) نيازي به تحصيلات عاليه ندارد. در صورت پياده سازي اين ابزار، نگارنده معتقد است در هر سازماني كه سابقه به كارگيري موثر آنها را ندارد، حداقل 30% بهبود در نتايج ( استفاده از منابع، كاهش هزينه ها، افزايش ظرفيت توليد...) در زماني كوتاه به دست خواهد آمد. اميد است شركتها و سازمان هاي ايراني در راه بهبود كيفيت و ارتقاي بهره وري و تعالي سازماني، دچار تئوري گرايي و ظاهرسازي نشوند. پس با رويكرد سادهسازي و انتخاب مسايل و مشكلات عمده و راه حلهاي ساده و و ارزان ميتوان نتايج بزرگي را به دست آورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 9:8 AM  توسط م. بابايي
|
پرهيز از پيچيده نمودن مشكلات و مسائل كيفيت و بهروري در سازمان
يكي از نكاتي كه در فرايند ارتقاي بهره وري و بهبودكيفيت در صنايع يا هر سازماني بايد مورد توجه قرار گيرد، پرهيز از پيچيدگي و سخت نمودن مسايل است. واقعيت اين است كه در دهه اخير، سازمانهاي ايراني به مانند تشنگان و گرسنگاني كه بر سر يك سفره رنگين و چندين نوع غذا نشينند، در استفاده از تكنيكهاي بهرهوري و كيفيت دچار حرص و طمع شدند.اين حرص و طمع آنقدر ذهن مديران برخي از سازمانها را در گير خود نمود كه مانند آن جن فيلم ارباب حلقه ها كه500 سال اسير افسون يك حلقه سحر آميز شده بود در درياي مزاياي تئوري و زيباييهاي اين تكنيكها غرق شدند. نتيجه اينكه در آخر انرژي و عمر سازمانها تلف شده و مديران سبك عملگرا را بي آنكه نتيجه اي بگيرند، از اين همه سردگمي واخورده نمود. بحرانهاي مالي اخير ايران و افزايش رقابت با شركتهاي مطرح خارجي كه در دهه اخير در ايران حضور يافتند نيز مزيد بر علت شد و انديشه ناكارآمدي بسياري از تكنيكهاي زيبا و مد روز دنيا را در ذهن مديران سبك عملگرا و صاحبان سازمانها را تقويت نمود. در اين ميان برخي نيزاصالت و ارثربخشي واقعي اين تكنيكها را در ايران زير سوال بردهاند. تعداد شركتهايي كه به سمت تكنيكها و ابزار خاصي مانند 6سيگما، ايزو 9001 و ... رفتهاند و اكنون حرارت اوليه به كار گيري اين ابزار را از دست دادهاند كم نيستند.
برخي ميگويند بايستي نيمه پر ليوان را هم ببينيم. لذا خبر اول درج ميگردد.
خبر اول: در خبر اول به نقل از روزنامه شمالنيوز مورخ ۱۱ شهريور ۱۳۸۷ مشاهده ميگردد كه سند ارتقاء بهره وری 7دستگاه اجرایی مازندران تدوین شده است. اين خبر بسيار مسرت بخش است كه يك سازمان دولتي چنين نگرشي را در عمل پيادهسازي نموده است. مسرتبخشتر اينكه اين خبر مربوط به تهران نيست و در يك استان ديگر به وقوع پيوسته است.
متاسفانه خبر مسرت بخش ديگري وجود ندارد.
اما اخبار مربوط به وضعيت بهرهوري بر اساس يافتههاي نگارنده از طريق جستجوي اينترنتي:
اگرچه اين موضوع از لحاظ دانش فني با آنچه كه در سازمانهاي بهرهوري دنيا آموزش داده ميشود كمي متفاوت است اما نگاهي به وضعيت برخي شاخصهاي آن و مقايسه جالب آن بد نيست (البته خيلي دردناك است) اين مطالب از سايت روزنامه دنياي اقتصاد مورخ ۲۲/۱/۸۷ دريافت شده است
تقاضا براي تسهيلات بانكي
محمدحسين اديب ۱- بهرهوري در دهه نود در دنيا سالانه ۱.۵درصد و از سال 2000 به بعد سالانه ۴.۵درصد افزايش يافته است. آشكار سرعت بهرهوري در دهه اخير نسبت به دهه قبل سه برابر شده است.
مقاله: اول بهرهوري، بعد قانونگذاري، بعد سرمايهگذاري
جالب است كه در سطح ملي بهرهوري بسيار واژه پركاربردي است، اما بد نيست نگاهي نيز به نتايج بيندازيم:
۱- قانون كار جمهوري اسلامي ايران تعداد ساعات كار مفيد هر كارگر را در طي يك هفته ۴۴ ساعت عنوان نموده است. چنانچه يك كارفرما پنج شنبهها را تعطيل نموده باشد اين تعداد معادل روزانه ۸ساعت و ۱۸ د قيقه خواهد بود. در زندگي روزانه ۲۴ ساعت وجود دارد و از اين ۲۴ ساعت ۸ساعت مختص خواب است. ۸:۱۸ نيز براي كار و تقريبا ۸ ساعت نيز براي خوردن، عبادت، تفريح، رسيدن به كارهاي شخصي است.
۲- طبق قانون وضع شده براي مصرف بنزين، همه مالكين خودروها بايستي به سمت استفاده از گاز سي ان جي سوق داده شوند. سيانجي يعني: - ۴ بار بيشتر به جايگاه سوخت گيري برويم - ۴ برابر بيشتر زمان صف رسيدن به تلمبه گاز صرف كنيم (در مقطع فعلي) - 4 برابر بيشتر سرمايه پولي صرف نماييم تا بتوانيم يك ايستگاه گاز سيانجي راه اندازي نماييم
حال به گزارههاي ملي ذيل ميرسيم:
1) ما وقت منابع انسانيمان را كه بسيار محدود است با ايجاد محدوديت براي مصرف بنزين 4 برابر بيشتر به صرف كارهاي نامفيد سوق دادهايم 2)ما 4 برابر بيشتر سرمايهگذاري مينماييم تا جلوي توليد را از طريق به هدر دادن زمان مفيد منابع انساني بيشتر بگيريم. 3) ما به جاي سرمايهگذاري مولد در زمينه توليد بنزين و بهبود كيفيت خودروهايمان و يا توليد خودروهاي تكنولوژي برتر، سرمايه خود را صرف ايجاد مانع در مسير توليد ملي نمودهايم
آيا به راستي قوانين ما در جهت استفاده بهينه از منابع و پيرو آن ايجاد و رشد بهرهوري ميباشند؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 4:2 PM  توسط م. بابايي
|
مرتضي بابايي بهرهوري و كيفيت ,Productivity and Quality Consulting چارهاي جز ارائه نظر نداري، اگر هيچ نگويي يعني براي سفر تعالي آمادگي نداري و راه بر نظر من ميبندي، اگر فقط تاييدم كني، يعني راه تعالي را بر من بستهاي، پس برون آ و فرصتهاي بهبودم را واگو، كه رمز پيشرفت من و تو اين است.